بایگانیِ آوریل 2007

وب سایت پذیرش : بانک اطلاعاتی تحصیلات تکمیلی خارج از ایران

آوریل 29, 2007

faculty-of-economics-and-administration-sciences.jpg

وب‌سایتِ پذيرش اطلاعات اولیه‌ی لازم به زبان فارسی را در زمینه‌ی ادامه‌ی تحصیل در خارج از ایران دربرمی‌گيرد. هدف اصلیِ راه‌اندازیِ این وب‌سایت، ارائه‌ی اطلاعات کلی به کسانی است که به خاطرِ نداشتنِ تجربه و آشناییِ قبلی با روندِ تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور، نمی‌دانند چگونه و از کجا شروع کنند. هرچندکه امروزه بسیاری از اطلاعات لازم در این زمینه در وب سایت مؤسسه‌های آموزشی و دانشگاه‌های خارجی به آسانی در دسترس همگان قرار دارد، اما استفاده‌ی درست و کامل از این منابع برای کسی که آشنایی کافی با زبان خارجی و نیز اصطلاحات مربوطه ندارد، میسر نیست. مخاطبانِ اصلی این وب‌سایت هم همين گروه از علاقه‌مندان به تحصیل در خارج هستند.

در واقع این وب‌سایت سعی دارد ميان یک فرد علاقه‌مند اما مبتدی از یک سو و منابع مختلف اطلاعاتی رایج در اینترنت از سوی دیگر پل ارتباطی باشد. به همین علت مطالب این وب‌سایت به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند تنها مأخذ کسب اطلاعات برای تحصیلات تکمیلی خارج از ایران به حساب آيد و در واقع جایگزین اطلاعات تفصیلی و جامع وب‌سایت دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های آموزشی نيست.

در همین سایت گفتار جالب و مفیدی از  دوست عزیز روزبه حسینی تحت عنوان   مروری بر دوره  دکتری اقتصاد در آمریکا درج شده است که  حاوی مطالب جامع و ارزنده ای  است .

كاهش دستوري نرخ بهره تعادل را به هم ميزند

آوریل 25, 2007

interest_rate.jpg

موضوع جالبی است که در گفتگو با آقای دکتر طبیبیان تشریح شده است و در مجله شهروند به چاپ رسیده که البته در سایت رستاک هم درج شده است.

از اينجا شروع كنيم كه اساسا نرخ بهره يا نرخ سود بانكي چيست و اين نرخ، نمايشگر چه پارامترهاي اقتصادي است؟

آنچه كه در اقتصاد نرخ بهره مي‌ناميم، قيمتي فوق‌العاده مهم است، چراكه وقتي صحبت از قيمت كالاهاي معمولي مثل قيمت ميوه، خوراك يا پوشاك مي‌كنيم نسبت معامله مقادير اين كالاها را با هم قيمت مي‌گوئيم. در واقع قيمت اقتصادي كالاها و خدمات قيمت نسبي است. هر قيمتي كه در اقتصاد وجود دارد، نسبي است. وقتي مي‌گوييم يك كيلو سيب 1000 تومان و يك كيلو پرتقال 2000 تومان است، يعني قيمت هر كيلو پرتقال دو كيلو سيب است. در واقع قيمت نسبي است كه در اقتصاد تعيين كننده است، يعني قيمت 1 به 2 بين سيب و پرتقال تعيين‌كننده تخصيص منابع است. بنگاه‌هاي اقتصادي (توليدكنندگان) و مصرف‌كنندگان وقتي مي‌خواهند در مورد توليد، خريد و مصرف تصميم بگيرند، به قيمت‌هاي نسبي نگاه مي‌كنند. اگر ما ببينيم كه گوشت به نسبت از تخم‌مرغ گران‌تر است، گوشت كمتر خريداري مي‌كنيم. يا اگر برنج نسبت به نان گران شود، برنج كمتر مصرف مي‌كنيم. پس قيمت‌ها در اقتصاد نسبي هستند و در اقتصاد به‌غير از قيمت نسبي قيمتي نداريم. در شرايط موجود نيز كه قيمت‌ها را براساس واحد پول بيان مي‌كنيم، در واقع خود پول را مبنا قرار مي‌دهيم. يعني وقتي مي‌گوييم قيمت سيب 2000 تومان است، منظور اين است كه نسبت قيمت سيب به واحد پول 2000 است.

از طرف ديگر، نرخ بهره، قيمتي است كه يك اثر تاثيرگذار بسيار مهم بر روابط بين زماني مي‌گذارد. يعني تعيين‌كننده مصرف و پس‌انداز (مصرف حال و مصرف آينده) است. در نتيجه اين نرخ بهره است كه نه تنها يك پارامتر منعكس‌كننده شرايط حال براي عرضه و تقاضاي پس‌انداز است، بلكه از آنجا كه پس‌انداز تصميمي است كه براي به تعويق انداختن مصرف اتخاذ مي‌شود، يك پيوند بين حال و آينده نيز هست. به همين دليل در 40 – 30 سال اخير اقتصاددان‌ به اين نتيجه رسيده‌اند كه نرخ بهره‌ داراي اهميت زيادي است بيش ار آنچه قبلآ تصور مي شد و به همين دليل تحقيقات در مورد آن فزوني يافته است.

در مقاله‌ مهمي كه فون نيومن درباره تعادل و رشد نوشته است نشان داده كه نرخ بهره قيمت تعيين‌كننده براي حركت اقتصاد در مسير رشد بهينه است. با مخدوش كردن نرخ بهره حركت اقتصاد مخدوش و از مسير بهينه رشد منحرف مي‌شود.

مطلب کامل را اینجا بخوانید.

آزادی اقتصادی عین عدالت است

آوریل 15, 2007

freedom.jpg

عنوان مطلبی است از استاد فرزانه دکتر غنی نژاد در باب آزادی اقتصادی و دخالتهای بیهوده دولتها در اقتصاد که در سایت رستاک درج شده است.

در افكار عمومي و به ويژه نزد روشنفكران آزادي اقتصادي ارج و قربي همانند آزادي سياسي ندارد. آزادي اقتصادي اغلب به مثابه آزادي غارت و استثمار تلقي مي‌شود. روشنفكران چپ‌گرا تاكيد مي‌ورزند كه دولت وظيفه دارد در روابط اقتصادي ميان مردم
دخالت كند و اجازه ندهد كه آزادي اقتصادي به بهره‌كشي و ظلم منتهي گردد. سياستمداران كه هميشه به طور طبيعي درصدد حداكثر كردن قدرت خود هستند از اين رويكرد روشنفكرانه به عنوان ابزاري براي توجيه بسط قدرت خود سود مي‌برند. تفكيك دو مفهوم آزادي سياسي و اقتصادي و مقابل هم قرار دادن آنها و از ابداعات ايدئولوژي‌هاي چپ‌گرايانه است موجب سوء‌تفاهم درباره درك مفهوم آزادي به طور كلي و راه‌هاي تحقق بخشيدن به آن شده است. واقعيت اين است كه آزادي قابل تفكيك به وجوه متضاد و متناقض نيست بلكه كل يك پارچه و سازگاري است كه در عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي انسان‌ها شكل‌هاي گوناگوني مي‌تواند پيدا كند. آزادي‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و غيره همگي بر يك پايه استوار است و آن حق مالكيت و انتخاب فردي انسانهاست. هر انساني مالك جان و مال خود است. حق بهره جستن از اين مالكيت يا به سخن ديگر حق انتخاب در فعاليت‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و غيره را آزادي مي‌نامد. البته ترديدي نبايد داشت كه حق مالكيت فردي يك نهاد اجتماعي است و استقرار و تضمين آن نيازمند قواعد (قوانين) كلي يا همه شمول است.

مطلب کامل را اینجا بخوانید.

كوچه

آوریل 12, 2007

0000071.jpg

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:

- ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ – ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم …“

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت …

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آمد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم …

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

“زنده یاد فریدون مشیری”


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.